ترجمه "busstopp" به فارسی

ایستگاه اتوبوس ترجمه "busstopp" به فارسی است.

busstopp
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستگاه اتوبوس

    noun

    Noen eldre forkynnere får i gang bibelske samtaler mens de sitter på en benk i en park eller står på et busstopp.

    برخی مبشّران مسن در ایستگاه اتوبوس یا زمانی که روی نیمکت پارکی مینشینند با مردم در مورد کتاب مقدّس صحبت میکنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " busstopp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "busstopp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه