ترجمه "bygd" به فارسی

روستا, محدوده روستایی بهترین ترجمه های "bygd" به فارسی هستند.

bygd دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • روستا

    noun

    at jeg var den lille ungen i bygda

    من آن پسر بچه ای بودم در روستا که

  • محدوده روستایی

    boområde

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bygd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "bygd" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bygd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه