ترجمه "container" به فارسی
بارگنج, دربردارنده, کانتینر بهترین ترجمه های "container" به فارسی هستند.
container
-
بارگنج
noun masculine -
دربردارنده
-
کانتینر
noun masculineJeg skal pakke hver eneste døde kropp fra den containeren rundt halsen på deg.
من تصمیم دارم جسدها رو بسته بندی کنم از کانتینر که دور گردنت بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " container " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Container
-
بارگنج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن