ترجمه "da" به فارسی
از آنجایی که, وقتی, پس بهترین ترجمه های "da" به فارسی هستند.
da
-
از آنجایی که
conjunctionSiden han gjerne ville forstå profetens budskap, ble han glad da disippelen Filip forklarte det for ham.
از آنجایی که او خواهان درک پیام نبی خدا بود کمک فیلِپُّس را با آغوش باز پذیرفت.
-
وقتی
adverbHan gjennomførte angrepet da vennene mine prøvde å stoppe det.
اون حمله رو کامل کرد وقتی دوستان من سعی داشتن جلوشو بگیرن.
-
پس
adjective conjunction noun adverbHvorfor skal vi da gi Jehova av våre ressurser, vår tid og våre krefter?
پس اعانهٔ مادی و تلاش ما چه فایدهای دارد؟
-
ترجمه های کمتر
- بدلیل
- برای اینکه
- زیرا
- چون
- چونکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " da " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "da" با ترجمه به فارسی
-
رمز داوینچی
-
هر از گاهی · گاه به گاه · گهگاه
-
لئوناردو داوینچی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن