ترجمه "damp" به فارسی

بخار, دود, بخار اب بهترین ترجمه های "damp" به فارسی هستند.

damp دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • بخار

    noun masculine

    Vulkankjeglen begynte å slippe ut damp og svoveldioksid.

    مخلوطی از بخار و دیاکسید گوگرد از دهانهٔ آن خارج شد.

  • دود

    noun

    Den går på bare damp.

    از همه چيز دود بلند ميشه.

  • بخار اب

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " damp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "damp" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "damp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه