ترجمه "dom" به فارسی
جمله, حکم, مجرمیت بهترین ترجمه های "dom" به فارسی هستند.
dom
دستور زبان
-
جمله
noun masculineMannen som avgir dommen, skal svinge sverdet.
کسي که جملات رو ادا ميکنه بايد شمشير رو پايين بياره.
-
حکم
noun masculineNok en gang ser vi at de onde ikke kan unnslippe Guds dom.
به این ترتیب بار دیگر ثابت شد که شریران نمیتوانند از حکم داوری الٰهی بگریزند.
-
مجرمیت
noun masculine -
محکومیت
noun masculineMen det meste av det handler om straffeutmålingen, strengere dommer.
اما بشترین آن در خصوص محکومیت های تنبیهی است، محکومیت های سخت تر .
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dom " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "dom" با ترجمه به فارسی
-
دامنه مقبول
-
دامنه سطحدوم
-
تعیین کننده دومین جهانی
-
حوزه · دامنه · قلمرو
-
دادرس · دادور · داور · قاضی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن