ترجمه "domstol" به فارسی
دادگاه, دادگاه محکمه, محکمه بهترین ترجمه های "domstol" به فارسی هستند.
domstol
-
دادگاه
nounRettssaker foregikk på en ordnet måte. Også slaver kunne få sine saker opp for domstolene.
اجرای داوری به طور منظم انجام میشد و درِ دادگاه حتی به روی بردگان نیز باز بود.
-
دادگاه محکمه
noun masculine -
محکمه
noun masculineSå sa han rett ut at det domstolen i virkeligheten trengte, var en varmhjertet mann som ham. (2.
سپس صریح و بیپرده میگفت که آن محکمه شخصی دلسوز و رئوف همچون خود او را لازم دارد!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domstol " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "domstol" با ترجمه به فارسی
-
دیوان دادگستری بینالمللی
-
دیوان بینالمللی دادگستری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن