ترجمه "doven" به فارسی
بی سود, تنبل, سست بهترین ترجمه های "doven" به فارسی هستند.
doven
-
بی سود
adjective -
تنبل
adjectiveJeg skulle giftet meg med en alminnelig, doven, stygg mann.
... باید با یه مرد عادی تنبل عصبانی ازدواج می کردم
-
سست
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " doven " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن