ترجمه "drage" به فارسی
اژدها, بادبادک بهترین ترجمه های "drage" به فارسی هستند.
drage
masculine
دستور زبان
-
اژدها
nounموجودی افسانه ای که از دهانش اتش بیرون می اید
Hun fløy av gårde på en drage og kom ikke tilbake.
بر روی یه اژدها پرواز کرد و دیگه برنگشته.
-
بادبادک
noun" Han gråter og gråter, men dragen vil aldri fly igjen. "
با همه توانش گريه ميکنه بادبادک دوست داشتنيش ديگه هيچوقت پرواز نميکنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drage " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "drage"
عباراتی شبیه به "drage" با ترجمه به فارسی
-
شاه تیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن