ترجمه "drive" به فارسی

راندن, روندن, گفتن بهترین ترجمه های "drive" به فارسی هستند.

drive
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • راندن

    verb

    Hvordan kunne Gud forsvare at disse menneskene skulle drives ut fra sitt land?

    چگونه میتوان بیرون راندن اَموریان را از سرزمینشان به دست خدا توجیه کرد؟

  • روندن

    verb
  • گفتن

    verb

    Jesus har nettopp drevet ut en demon og helbredet en stum mann.

    عیسی در برابر آنان دیوی را که قدرت سخن گفتن را از مردی گرفته بود، از او بیرون کرده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "drive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "drive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه