ترجمه "edelsten" به فارسی
سنگهای قیمتی, سنگهای قیمت, نگین بهترین ترجمه های "edelsten" به فارسی هستند.
edelsten
-
سنگهای قیمتی
David samlet en stor mengde gull, sølv, bronse, jern, tømmer og edelstener.
داوود مقدار زیادی طلا، نقره، برنج، آهن، الوار، و سنگهای قیمتی جمعآوری کرد.
-
سنگهای قیمت
-
نگین
noun masculine -
گوهر
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " edelsten " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "edelsten" با ترجمه به فارسی
-
جواهر · سنگ جواهر · سنگ گرانبها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن