ترجمه "ei" به فارسی
نه, یک, ی بهترین ترجمه های "ei" به فارسی هستند.
ei
دستور زبان
-
نه
adverbDen kan dyktiggjøre deg og gi deg et sterkere ønske om å gjøre ditt beste i tjenesten.
این روح نه تنها قابلیتهایتان را افزایش میدهد بلکه رغبت به خدمت را در شما میپروراند.
-
یک
Article femininePolitiet behandlet Tom som om han var en alminnelig kriminell.
پلیس با تام مانند یک مجرم معمولی رفتار می کرد.
-
ی
Article feminineHan likte smaken av sin sønn så mye, Han ba om en til skive.
اونقدر مزه ی پسرش رو دوست داشت که یه تیکه ی دیگه هم خواست.
-
ترجمه های کمتر
- یه
- یه -ی
- یک -ی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ei " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "ei" با ترجمه به فارسی
-
یِک · یک
-
مایملک · موجودی · کسان
-
باریکه خاکی · برزخ
-
یک و نیم · یکی و نصف
-
چسیدن · گوزیدن
-
به یه کاندوم احتیاج دارم · به یک کاندوم احتیاج دارم
-
ترگمان میخواهم
-
یکی برای همه، همه برای یکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن