ترجمه "felle" به فارسی
تله, نژنک, تله بهترین ترجمه های "felle" به فارسی هستند.
felle
دستور زبان
Konstruksjon laget for å fange dyr [..]
-
تله
nounTror noen har satt oss i en felle.
فکر کنم که يکي ميخواسته ما رو توي تله بذاره!
-
نژنک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " felle " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Felle
-
تله
Feller og talismaner fra alle verdens trosretninger.
تله و طلسم براي هر فکر و عقيده اي در سطح جهان
عباراتی شبیه به "felle" با ترجمه به فارسی
-
منطقه فعال
-
اتصال کلکتور مشترک
-
اتصال امیتر مشترک
-
دانش · رشته · زمینه · علم · علوم · میدان · پیشخدمتی
-
مشترک
-
زمینه محاسبه
-
کوچکترین مضرب مشترک
-
بزرگترین مقسومعلیه مشترک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن