ترجمه "finne" به فارسی
یافتن, پیدا کردن, نمایاندن بهترین ترجمه های "finne" به فارسی هستند.
finne
دستور زبان
-
یافتن
verbNoen ganger er det imidlertid vanskelig å finne seg et arbeid som er i samsvar med Bibelens normer.
با این حال، گاهی یافتن شغلی که با معیارهای کتاب مقدس هماهنگی داشته باشد کار دشواری است.
-
پیدا کردن
verbJeg er glad for at jeg har funnet deg.
من خوشحالم که تو را پیدا کردم.
-
نمایاندن
-
ترجمه های کمتر
- باله
- قرار دادن
- محل یابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " finne " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "finne"
عباراتی شبیه به "finne" با ترجمه به فارسی
-
پره ماهی
-
ماجراهای هاکلبری فین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن