ترجمه "fjerne" به فارسی

جدا کردن, پاک کردن بهترین ترجمه های "fjerne" به فارسی هستند.

fjerne دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • جدا کردن

    verb

    Senderen er fjernet, så han kan ikke gjøre det igjen.

    من فرستندت رو جدا کردم تا دیگه کسی نتونه این کارو انجام بده.

  • پاک کردن

    verb

    Vi kan ikke fjerne et rustangrep fra metall bare ved å børste vekk rusten.

    فقط با پاک کردن زنگزدگی به وسیلهٔ یک برس، زنگار از فلز دور نمیشود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fjerne " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "fjerne" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fjerne" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه