ترجمه "fly" به فارسی

هواپیما, پرواز کردن, پریدن بهترین ترجمه های "fly" به فارسی هستند.

fly neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • هواپیما

    noun

    flygende maskin

    Trikset med flyet skulle avsløre forrædere hos meg.

    حیله ای که با هواپیما زدم قرار بود باعث پیدا شدن هرگونه خائنی بشه که ممکنه داشته باشم.

  • پرواز کردن

    Verb verb

    Jeg kan omvandle meg til en fugl, men det er vanskelig å fly.

    به پرنده هم ميتونم تبديل بشم منتها ، پرواز کردن کار سختيه.

  • پریدن

    verb neuter
  • ترجمه های کمتر

    • طیاره
    • هواپيما
    • سوراخ کردن
    • هَواپَيما
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "fly"

عباراتی شبیه به "fly" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه