ترجمه "flyplass" به فارسی

فرودگاه ترجمه "flyplass" به فارسی است.

flyplass دستور زبان

Område hvor fly letter og lander

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • فرودگاه

    noun

    Derfor var jeg så stille da du kjørte meg til flyplassen.

    برای همین بود که وقتی منو رسوندی به فرودگاه ، اونقدر ساکت بودم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " flyplass " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "flyplass" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "flyplass" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه