ترجمه "flyplass" به فارسی
فرودگاه ترجمه "flyplass" به فارسی است.
flyplass
دستور زبان
Område hvor fly letter og lander
-
فرودگاه
nounDerfor var jeg så stille da du kjørte meg til flyplassen.
برای همین بود که وقتی منو رسوندی به فرودگاه ، اونقدر ساکت بودم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " flyplass " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "flyplass" با ترجمه به فارسی
-
فرودگاه بین المللی هارتسفیلد-جکسون آتلانتا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن