ترجمه "for" به فارسی
برای, برای اینکه, خیلی بهترین ترجمه های "for" به فارسی هستند.
for
دستور زبان
-
برای
adpositionUnder drøftelsen kan du tenke på hvorfor stoffet er nyttig for dem som studerer Bibelen sammen med oss.
هنگام بررسی این بروشور در جلسات، فکر کنید که این نشریه چگونه میتواند برای نوآموزان مفید باشد.
-
برای اینکه
conjunctionJo, Gud skapte ikke menneskene for at de skulle dø, men med utsikter til å leve for bestandig.
آری، خدا انسان را برای زندگی جاودانه آفرید، نه برای اینکه عاقبت مرگ در انتظارش باشد.
-
خیلی
adjective adverbNår jeg finner noe jeg liker, er det alltid for dyrt.
هر وقت از چیزی خوش ام می آید خیلی گران است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " for " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "for" با ترجمه به فارسی
-
پلاک وسیله نقلیه
-
بابا · باباجان · مولد · پاپ · پاپا · پدر · کشیش ناحیه
-
کشوری برای پیرمردها نیست
-
نگهدارنده مکان تصویر
-
دوستان
-
نیاز به سرعت: پرو استریت
-
شرایط مجوز نرم افزار Microsoft
-
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن