ترجمه "fordi" به فارسی
برای, برای اینکه, zirå بهترین ترجمه های "fordi" به فارسی هستند.
fordi
-
برای
adpositionJa, fordi hun ikke kan være ærlig med deg.
بله ، برای اینکه با تو نمی تونه صادق باشه.
-
برای اینکه
conjunctionHan gjorde det fordi han elsker oss, og fordi han adlyder og elsker sin Fader.
برای اینکه ما را دوست دارد وبرای اینکه به پدرش عشق میورزد و از او اطاعت میکند.
-
zirå
conjunction
-
ترجمه های کمتر
- از آنجایی که
- بدلیل
- زیرا
- چون
- چونکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fordi " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن