ترجمه "fred" به فارسی

آرامش, آشتی, صلح بهترین ترجمه های "fred" به فارسی هستند.

fred دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • آرامش

    noun

    Jeg vil bare begrave min frue i fred.

    من فقط می خوام زنم رو در آرامش دفن کنم.

  • آشتی

    noun

    Rukia innså at hun måtte søke fred med sin bror.

    روکیا متوجه شد که باید با برادر خود آشتی کند.

  • صلح

    noun

    tilstand karakterisert av mangel på voldelig konflikt og mangel på frykt for vold

    Hvis det er mulig, så hold fred med alle mennesker, så langt det står til dere.

    اگر ممکن است به قدر قوّهٔ خود با جمیع خلق به صلح بکوشید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fred " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Fred proper
+ اضافه کردن

"Fred" در فرهنگ لغت نروژی بوک‌مُل - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Fred در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "fred" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fred" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه