ترجمه "frigi" به فارسی
آزاد ساختن, آزاد کردن بهترین ترجمه های "frigi" به فارسی هستند.
frigi
-
آزاد ساختن
-
آزاد کردن
verbJeg friga slaver i sørstatene i håp om å finne broren min.
من در راه آهن جنوب ، بردگان رو آزاد ميکردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frigi " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن