ترجمه "frue" به فارسی

خانم, بانو, زن بهترین ترجمه های "frue" به فارسی هستند.

frue noun دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • خانم

    noun

    Etter det knuste han et innrammet bilde av fruen i raseri.

    بعدش با عصبانيت قاب عکس خانم رو شکست.

  • بانو

    noun

    Jeg antar at det ikke går bedre med fruen.

    متوجه شدم که حاله بانو بهبود پيدا نکرده.

  • زن

    noun

    I ngen fine fruer i New York faller for det cowboy-tullet.

    تو نيويورک ، هيچ زن پولداري به مزخرفات يه کابوي ديگه گوش نميده

  • ترجمه های کمتر

    • شهبانو
    • زوجه
    • عیال
    • مادام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frue " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "frue" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "frue" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه