ترجمه "fryd" به فارسی
سرور, کروز بهترین ترجمه های "fryd" به فارسی هستند.
fryd
noun
دستور زبان
-
سرور
noun masculineAll fryd er blitt borte; landets jubel har forsvunnet.
هرگونه شادمانی تاریک گردیده و سرور زمین رفع شده است.
-
کروز
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fryd " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن