ترجمه "fundere" به فارسی
اندیشیدن, فکر کردن بهترین ترجمه های "fundere" به فارسی هستند.
fundere
-
اندیشیدن
verbEn kveld etter å ha fundert over min kommende oppgave, drømte jeg om min tippoldefar Joseph Skeen.
یک شب بعد از اندیشیدن در بارۀ تغییرات آینده، من پدر-پدربزرگم جوزف اسکین را در خواب دیدم.
-
فکر کردن
verbLauren, da du dro til Afrika, funderte jeg mye.
" لورن " ، وقتي که آفريقا رفتي ، يه عالمه فکر کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fundere " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن