ترجمه "galt" به فارسی
غلط, اشتباه, خطا بهترین ترجمه های "galt" به فارسی هستند.
galt
-
غلط
adjectiveJeg tror jeg vet hvordan det gikk galt, og hvordan man fikser det.
من فکر کنم بدونم اون روز چي غلط پيش رفت و چطوري ميتونيم حلش کنيم.
-
اشتباه
adverbDet som hendte med dem, var fryktelig galt.
اتفاقي که براي اونا افتاد ، کاملاً اشتباه بوده.
-
خطا
adverbHvis han virkelig har gjort noe galt, er hans forhold til Jehova i fare.
اگر واقعاً مرتکب خطا شده باشد، رابطهاش با یَهُوَه در خطر است.
-
عمل نادرست
adverbDet er ikke alltid så lett å la være å gjøre det som er galt.
البته، امتناع ورزیدن از اعمال نادرست و بد همیشه کار آسانی نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " galt " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن