ترجمه "gammel" به فارسی
باستانی, پیر, قدیمی بهترین ترجمه های "gammel" به فارسی هستند.
gammel
دستور زبان
-
باستانی
adjectiveDette er ikke noen ny tanke, for mange folkeslag i gammel tid tilbad grupper av guder.
این عقیده، عقیدهای جدید نیست، بلکه بسیاری از ادیان باستانی نیز گروههایی از خدایان را پرستش میکردند.
-
پیر
adjectiveMen etter bare noen få år blir ekornet gammelt og mer utsatt for ulykker og sykdommer.
ولی پس از چند سال پیر شده و امکان اینکه قربانی حوادث و یا بیمار شود بیشتر میشود.
-
قدیمی
adjectiveEn historiker skriver at tempelskatten måtte betales med en bestemt gammel jødisk mynt.
بنا بر اظهارات تاریخدانی، مالیات معبد میبایست با سکهٔ قدیمی یهودی خاصی پرداخت میشد.
-
ترجمه های کمتر
- کهنه
- kohne
- دیرین
- پیشین
- کهن
- سابق
- ساله
- قبلی
- مسن
- کهنسال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gammel " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "gammel"
عباراتی شبیه به "gammel" با ترجمه به فارسی
-
چند سالت است؟ · چند سالت هست
-
چند سالت است؟ · چند سالت هست
-
بازمانده · موروثی
-
پیرمرد و دریا
-
عهد عتیق
-
من ... سالم است
-
بازمانده · موروثی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن