ترجمه "gjenferd" به فارسی

روح, شبح بهترین ترجمه های "gjenferd" به فارسی هستند.

gjenferd
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • روح

    noun

    Han tør ikke tro på instinkt eller gjenferd.

    اون هيچ خوش گذروني اي در. باور کردن غريزه و يا روح نداره

  • شبح

    noun

    Jeg tror det gjenferdet har stjålet bøkene hans.

    من فكر مي كنم همون شبح جزوه هاش رو دزديده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gjenferd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gjenferd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه