ترجمه "glass" به فارسی

شیشه, جام, استکان بهترین ترجمه های "glass" به فارسی هستند.

glass neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • شیشه

    noun

    Plast blir ikke rent av smelteprosessen slik som glass og metall.

    پلاستیک مانند شیشه و فلز با فرایند ذوب مجدد خالص نمی شود.

  • جام

    noun neuter

    Den ville skinne gjennom ham, som gjennom glass.

    ازميان او عبور مي کرد همون طور که از يه جام شيشه اي.

  • استکان

    noun neuter
  • ترجمه های کمتر

    • لیوان
    • آبگینه
    • گیلاس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " glass " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "glass"

عباراتی شبیه به "glass" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "glass" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه