ترجمه "grein" به فارسی
شاخ, شاخه, دانش بهترین ترجمه های "grein" به فارسی هستند.
grein
-
شاخ
noun masculine -
شاخه
noun masculineGir ikke slipp på en gren før de har tak i den neste.
تا يه شاخه ي ديگه رو نگيرن ، قبلي رو وِل نمي کنن!
-
دانش
noungjenstand~sområde
-
ترجمه های کمتر
- علم
- علوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grein " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "grein" با ترجمه به فارسی
-
شاخههای فیزیک
-
روپرت گرینت
-
شاخ · شاخه · شعبه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن