ترجمه "gummi" به فارسی
کائوچو, کاپوت, ابریشمی بهترین ترجمه های "gummi" به فارسی هستند.
gummi
دستور زبان
-
کائوچو
noun masculineHer for å laste gummi, antagelig.
بی شک واسه کائوچو اومده
-
کاپوت
noun -
ابریشمی
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- لاستیک
- کاندوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gummi " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "gummi"
عباراتی شبیه به "gummi" با ترجمه به فارسی
-
صمغ عربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن