ترجمه "gyllen" به فارسی
زرین, طلایی بهترین ترجمه های "gyllen" به فارسی هستند.
gyllen
-
زرین
adjective -
طلایی
adjectiveTil slutt gir jeg dere fire gylne regler for de som driver en bedrift. For kommersielle lyd.
چهار قانون طلایی در مورد صداهای تبلیغاتی بهتون میگم برای کسانی که کارهای تجاری میکنن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gyllen " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "gyllen" با ترجمه به فارسی
-
شاخ طلایی
-
نسبت طلایی
-
نسبت طلایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن