ترجمه "hals" به فارسی

گردن, گلو, حلق بهترین ترجمه های "hals" به فارسی هستند.

hals masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • گردن

    noun

    Pikens slanke og glatte hals har gjort inntrykk på Salomo.

    از قرار معلوم سلیمان مجذوب گردن باریک و صاف آن دختر شده بود.

  • گلو

    noun

    La meg vise deg hvordan man tar halsen.

    بذار نشونت بدم که چطور میرن سراغ گلو

  • حلق

    noun masculine

    Det du gjør fikk en løkke omkring halsen på de barna.

    کاری که داری می کنی باعث میشه اون بچه ها رو حلق آویز کنن.

  • ترجمه های کمتر

    • حلقوم
    • گردنه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hals " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "hals"

عباراتی شبیه به "hals" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hals" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه