ترجمه "hamburger" به فارسی

همبرگر ترجمه "hamburger" به فارسی است.

hamburger
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • همبرگر

    noun

    matrett

    Mamma ville aldri latt meg få hamburgere til frokost.

    مامان هيچ وقت همزمان به من همبرگر و شير براي صبحانه نميداد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hamburger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "hamburger"

عباراتی شبیه به "hamburger" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hamburger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه