ترجمه "hard" به فارسی
سفت, صلب, مقاوم بهترین ترجمه های "hard" به فارسی هستند.
hard
دستور زبان
-
سفت
adjectiveHvis det er for hardt eller for løst, er det noe galt.
اگر خيلي سفت باشه يا خيلي نرم ، يه چيزي درست نيست.
-
صلب
adjective -
مقاوم
adjective -
پایدار
adjectiveMed Guds støtte kan vi utholde harde prøvelser – både nå og i framtiden. Vis at du stoler på Jehova, ved å be til ham.
بدون شک با حمایت یَهُوَه میتوانیم در هر موقعیت سخت، چه اکنون و چه در آینده، پایدار بمانیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hard " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "hard" با ترجمه به فارسی
-
هارد باپ
-
آب سخت
-
ارزهای احتیاطی
-
فاصله نشکن
-
فاصله گذار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن