ترجمه "hel" به فارسی

تمام, پاشنه, پاشنه کفش بهترین ترجمه های "hel" به فارسی هستند.

hel دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • تمام

    adjective

    Husk at vi ikke alltid ser hele bildet, og at vårt syn kan være forvrengt eller begrenset.

    به یاد داشته باشیم که همیشه از تمام جوانب اطلاع نداریم و گاهی دیدمان تار یا محدود است.

  • پاشنه

    noun

    Og, helt alvorlig, jeg kan bruke høyhælte sko.

    و جدی میگویم، من میتونم پاشنه هام رو عوض کنم.

  • پاشنه کفش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

تصاویر با "hel"

عباراتی شبیه به "hel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه