ترجمه "helg" به فارسی

آخر هفته, اخر هفته, روزهای هفته و تعطیلات پایان هفته بهترین ترجمه های "helg" به فارسی هستند.

helg دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • آخر هفته

    noun

    Jeg har en datter. Som jeg ser annenhver helg.

    ولي يه دختر دارم ، که هر آخر هفته مي بينمش.

  • اخر هفته

    noun

    Vet du hva du ska inn til helgen?

    ميدوني که قرار اين اخر هفته با چي روبروه بشي ؟

  • روزهای هفته و تعطیلات پایان هفته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " helg " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "helg" با ترجمه به فارسی

  • سن · سنتا · قدیس · مقدس
اضافه کردن

ترجمه های "helg" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه