ترجمه "herre" به فارسی

آقا, سالار, سرور بهترین ترجمه های "herre" به فارسی هستند.

herre دستور زبان

Mann; hersker; dannet mann

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • آقا

    noun masculine

    Til og med «inni seg» omtalte hun sin mann som sin herre.

    او حتی «در دل خود» ابراهیم را «آقا» یا «سَرور» خود میخواند.

  • سالار

    noun masculine
  • سرور

    noun

    Min herre, jeg har alltid vært trofast mot huset Arryn.

    سرور من ، من همیشه به خاندان " آرین " وفادار بودم.

  • ترجمه های کمتر

    • سَروَر
    • مهتر
    • مَهتَر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " herre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Herre
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • خدا

    proper

    Nephi, derimot, søkte Herren for å få se det hans far hadde sett.

    نیفای، بر عکس، آنها، از خدا درخواست کرد که آنچه را که پدرش دیده بود. ببیند.

  • اهورا

    proper masculine

عباراتی شبیه به "herre" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "herre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه