ترجمه "het" به فارسی
داغ ترجمه "het" به فارسی است.
het
-
داغ
adjectiveAgent Keen satte deg den i hete stolen.
مامور کين مستقيماً تو رو بر روي صندلي داغ قرار داده.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " het " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "het" با ترجمه به فارسی
-
دماغ · مخ · مغز · کاپشن
-
اسم شما چیه؟ · اسمت چیه؟ · اسمتان چیست؟
-
اسم من ... است · اسمم ... ـه
-
گرم
-
گفته شدن
-
هتا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن