ترجمه "hoste" به فارسی
سرفه, سرفه کردن, سرفیدن بهترین ترجمه های "hoste" به فارسی هستند.
hoste
دستور زبان
-
سرفه
nounNår jeg knuser glasset, så hoster dere for å skjule det.
وقتي شيشه رو ميشکنم شما سرفه کنين تا کسي شک نکنه.
-
سرفه کردن
verb masculineJeg kaller det kveldens snøfte, nyse og hoste slik at du kan snakke med jenter-medisin.
من بهش ميگم ابريزش بيني شبانه عطسه کردن, سرفه کرده اونوقت ميتوني با دخترهاي دانشجو پزشکي حرف بزني
-
سرفیدن
verb masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hoste " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن