ترجمه "hud" به فارسی
پوست, لایه زیرین پوست, پوشش اندام بهترین ترجمه های "hud" به فارسی هستند.
hud
masculine
دستور زبان
-
پوست
noun masculineیکی از بزرگ ترین اعضای بدن
Hvis ikke de gjør det, kan de føre med seg smittestoffer på huden.
وگرنه، میکروبها را بر روی پوست خود به همراه میآورند.
-
لایه زیرین پوست
noun masculine -
پوشش اندام
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hud " به فارسی
-
Glosbe Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hud
-
پوست
nounHuden på hånden til Myshkin ble gjennomsiktig da han helbredet den gutten.
پوست دست ميشکين ، وقتي داشت اون پسر رو شفا ميداد ، شفاف شد.
تصاویر با "hud"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن