ترجمه "hukommelse" به فارسی
حافظه, یاد, ابقا بهترین ترجمه های "hukommelse" به فارسی هستند.
hukommelse
دستور زبان
-
حافظه
nounفرآیندی در جانداران که در آن اطلاعات رمزنگاری و ذخیره میشود
Dessuten kan alkoholmisbruk svekke hukommelsen og koordineringen av musklene.
حافظه و هماهنگی عضلات او نیز ممکن است تضعیف شود.
-
یاد
noun masculineFolk sier ofte at de ikke husker fordi de har en dårlig hukommelse.
مردم اغلب میگویند که چیزی را به یاد نمیآورند، زیرا حافظهٔ خوبی ندارند.
-
ابقا
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- دماغ
- مخ
- مغز
- نیروی حفظ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hukommelse " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "hukommelse" با ترجمه به فارسی
-
حافظه مجازی
-
حافظه مجازی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن