ترجمه "hun" به فارسی
او, ماده بهترین ترجمه های "hun" به فارسی هستند.
hun
دستور زبان
-
او
pronounHar du møtt henne før?
قبلا او را دیده بودی؟
-
ماده
adjective nounHun lot være å misbruke narkotika selv, men hun kjøpte det til ham.
خود این دختر از مواد مخدر استفاده نمیکرد اما برای دوستش مواد مخدر تهیه میکرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hun " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "hun" با ترجمه به فارسی
-
او
-
با او حرف بزن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن