ترجمه "hytte" به فارسی

کلبه, جعبه, خانه بهترین ترجمه های "hytte" به فارسی هستند.

hytte دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • کلبه

    noun feminine

    liten og enkel bygning [..]

    Dere må se forbi hyttene, kamelene, de fremmede klærne.

    شما بايد از قبل کلبه اونا رو مي ديديد ، شتراشون ، و لباس متفاوتي که پوشيدن.

  • جعبه

    noun

    Jeg leier bare en hytte der.

    آلونک من يه جعبه مقوايي است که ماهي 80 دلار اجاره شه

  • خانه

    noun

    Han puIte den rødhåra nymfodama på hytta mi.

    اون دختر مو قرمزه رو تو خونه ييلاقي ما برده بود.

  • ترجمه های کمتر

    • کازه
    • کومه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hytte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "hytte" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hytte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه