ترجمه "idiot" به فارسی

خر, ابله, مزاحم بهترین ترجمه های "idiot" به فارسی هستند.

idiot
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • خر

    noun

    Pokkers idiot, det er Senator Stoddard og kona hans.

    پدرسگ احمق خر نفهم ، اون سناتور استادرد بود به همراه زنش.

  • ابله

    noun masculine

    Darby, kan du ta deg av denne idioten?

    داربي ، ميشه ببيني اين ابله چي مي خواد ؟

  • مزاحم

    noun masculine

    En idiot som stadig dukker opp.

    اون ممکنه احمق باشه اما احمقيه که زياد مزاحم ميشه

  • کانا

    noun masculine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " idiot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "idiot" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "idiot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه