ترجمه "imperium" به فارسی
امپراطوری, امپراتوری, شاهنشاهی بهترین ترجمه های "imperium" به فارسی هستند.
imperium
دستور زبان
-
امپراطوری
nounDet britiske imperium begynte å utvikle seg etter at den siste rest av Romerriket omsider var forsvunnet.
بعد از ناپدید شدن آخرین بقایای امپراطوری روم، امپراطوری انگلستان رشد و توسعه یافت.
-
امپراتوری
adjective nounکشوری پهناور متشکل از ملیت های مختلف
På ett tidspunkt omfattet dette imperiet en fjerdedel av jordens landoverflate og en fjerdedel av jordens befolkning.
زمانی بود که این امپراتوری یک چهارم سرزمینها و جمعیت دنیا را زیر سلطهٔ خود داشت.
-
شاهنشاهی
noun neuter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imperium " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "imperium" با ترجمه به فارسی
-
امپراتوری شر
-
خوارزمشاهیان
-
امپراطوری اسپانیا
-
امپراتوری بریتانیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن