ترجمه "innbygger" به فارسی

ahāli, ğam'ijjat, ساکن بهترین ترجمه های "innbygger" به فارسی هستند.

innbygger دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • ahāli

    noun masculine
  • ğam'ijjat

    noun masculine
  • ساکن

    noun masculine

    Med tiden opphørte den gode åndelige tilstanden blant Jerusalems innbyggere.

    به مرور زمان ساکنان اورشلیم وضعیت خوب روحانی خود را از دست دادند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " innbygger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "innbygger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه