ترجمه "institutt" به فارسی
مؤسسه, انستیتو بهترین ترجمه های "institutt" به فارسی هستند.
institutt
-
مؤسسه
nounOg vet du hva jeg gjorde på instituttet?
و مي دوني وقتي توي اون مؤسسه بودم چيکار مي کردم ؟
-
انستیتو
nounsom er molekylærbiolog fra Scripps institutt.
یک زیست شناس مولکولی در انستیتو "اسکریپس"، آشنا شدم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " institutt " به فارسی
-
Glosbe Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن