ترجمه "intervall" به فارسی

فاصله, بازه, پارهخط بهترین ترجمه های "intervall" به فارسی هستند.

intervall
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • فاصله

    Jeg har et intervall ping.

    صداهای با فاصله ای ازش دریافت می کنم

  • بازه

  • پارهخط

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " intervall " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "intervall" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه