ترجمه "kald" به فارسی

سرد, sard, سرما بهترین ترجمه های "kald" به فارسی هستند.

kald دستور زبان

Som har lav temperatur

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • سرد

    adjective

    Jeg vil ha noe kaldt å drikke.

    من چیزی سرد برای نوشیدن می خواهم.

  • sard

    adjective
  • سرما

    adjective

    Du kan ikke, for under alt det kalde, er du fremdeles deg.

    نمیتونی چون زیر این همه سرما تو هنوز خودتی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " kald " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "kald" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "kald" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه