ترجمه "kalv" به فارسی
گوساله ترجمه "kalv" به فارسی است.
kalv
دستور زبان
Ungt fe.
-
گوساله
nounUngt fe.
Folket sluttet litt etter litt å reise til Jerusalem og begynte å tilbe foran de to kalvene.
مردم کمکم از رفتن به اورشلیم بازایستادند و به پرستش آن دو گوساله پرداختند.
-
[[گاوماده]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " kalv " به فارسی
-
Glosbe Translate
تصاویر با "kalv"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن